السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
87
تفسير الميزان ( فارسي )
غورث بن حارث هم در نقل صحيح ثابت و معروفست ، اين بود حكايت صاحب فتح القدير ولى آنچه هست اينست كه مضمون اين حديث هرگز به آيه شريفه قابل تطبيق نيست . « 1 » در كتاب در المنثور و فتح القدير و غير آن دو از ابن مردويه و ضياء در كتاب المختارة از ابن عباس نقل شده كه او گفته : از رسول اللَّه ( ص ) پرسيدند كداميك از آيات قرآنى تو را سختتر آمد ؟ فرمود : من در ايام موسم حج ( ذى حجه ) در منا بودم و مشركين عرب و يك عده اى از مردم ناشناس و اوباش هم در آنجا گرد آمده بودند كه جبرئيل اين آيه را فرود آورد : * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . . . » ) * حضرت فرمود : برخاستم و نزديك عقبه آمده و به بانگ بلند ندا در دادم : ايها الناس ! كيست مرا در تبليغ رسالتم كمك و يارى كند ، و در مقابل ، بهشت براى او باشد ؟ ايها الناس ! بگوييد « لا إله الا اللَّه » و شهادت دهيد بر اينكه من فرستاده خدايم بسوى شما تا رستگارى يافته و بهشت نصيبتان شود . اين را كه گفتم ، هيچ مرد و زن و بچه اى نماند مگر اينكه مرا هدف سنگ و خاك قرار دادند و آب دهان برويم انداختند ، و مىگفتند : اين دروغگوى بى دين است ، در اين ميان شخصى به من گفت : اگر راستى رسول اللهى الان جا دارد كه بر اين اوباش نفرين كنى ، و به قهر خداوند دچارشان سازى ، همانطور كه نوح پيغمبر با نفرين قوم خود را هلاك ساخت . رسول اللَّه ( ص ) بجاى نفرين عرض كرد : بار الها قوم مرا هدايت كن كه مردمى نادانند ، در اين ميان عباس عمويش رسيد و او را از دست مردم گرفته و آنان را دور كرد . « 2 » مؤلف : اين روايت ، روايتى است كه بر آيه قابل تطبيق نيست ، و آيه هم تماميش بر اين داستان تطبيق نميشود ، مگر اينكه كسى بگويد ممكن است آن روز تنها جمله * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ) * نازل شده بود ، و ما بقى آيه وقت ديگرى ، اين هم حرفى است كه خود اين روايت آن را تكذيب مىكند ، چون در روايت تمامى آيه نقل شده است ، باز نظير اين روايت ، روايتى است كه بعدا مىآيد . در كتاب در المنثور و فتح القدير است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابى حاتم و ابو الشيخ از مجاهد نقل مىكند كه گفته است : وقتى آيه * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ) * نازل شد رسول اللَّه ( ص ) عرض كرد اى پروردگار من ! من يك نفر
--> ( 1 ) فتح القدير ، ج 2 ص 58 . ( 2 ) در المنثور ج 2 ص 298 و فتح القدير ، ج 2 ص 57 .